فرزند من!
_

بازی های مناسب دروغگویی

کودک شما چند ساله است؟

_

تعریف دروغگویی

_

دروغگویی عادتی ناپسند است که بدون تردید همه از آن بیزارند. بسیاری از والدین که با دروغگویی فرزندانشان روبه رو می شوند اظهار نگرانی و ناباوری می کنند. باید دانست که هیچ کودکی به طور ذاتی دروغگو نیست، بلکه در شرایطی قرار می گیرد که او را به دروغگویی برمی انگیزد. از آنجایی که دروغگویی زمینه ی بی اعتمادی به کودک را فراهم می سازد، والدین و اعضای خانواده ها باید بکوشند شرایطی مناسب برای تشویق کودک به راستگویی ایجاد کنند.

کودکان خردسال به دلیل این که نمی توانند بین واقعیت و خیال تفاوت بگذارند، قادر نیستند بین راست و دروغ هم فرقی قائل شوند. آنها از شنیدن داستان های خیالی و ماجراهای تخیلی لذت می برند و دوست دارند با استفاده از قدرت تفکر و تجسم خود صحنه های شگفت انگیزی در ذهنشان بسازند.

در واقع این گروه از کودکان هنوز برای پرورش توانایی ذهنی و فکری شان نیاز به شنیدن داستان های خیالی دارند. نکته ای که والدین هنگام خواندن این گونه داستان ها و افسانه ها باید در نظر داشته باشند، این است که ذهن کودک را به تدریج و بدون آن که رفتاری ناخوشایند از خود نشان دهند، با واقعیت ها رو به رو کنند.

همچنین قدرت تخیل و تجسم کودکان 4-5 ساله به حدی است که گاهی آن چه را تصور میکنند، حقیقت می پندارند. ممکن است کودک ماجرایی را درباره دوستش تعریف کند که اصلاً اتفاق نیفتاده است، ممکن است روزی برای مادرش از سگی تعریف کند که اندازه ی شیری بوده است و ممکن است کودک طوری در بیان آرزوها و خواسته هایش صحبت کند که گویی تمام آنها واقعیت دارند. در حقیقت، این گونه دروغگویی کودک برای او دروغ محسوب نمی شود، زیرا توانسته از آن طریق به آنها دست یابد.

در اغلب موارد، دروغ پردازی های خیالی کودکان از سنین 4-5 سالگی به بعد کاهش می یابد، زیرا آنها به تدریج توانایی تشخیص بین واقعیت و خیال را پیدا می کنند. چنان چه بعد از این دوره هم سعی کنند با خیال پردازی و رویاسازی های ذهنی خود، حقیقت را نادیده بگیرند، پدر و مادر باید درصدد علت و رفع آن برآیند. برای مثال، اگر کودکی سه ساله، دوستی خیالی در ذهن خود ساخته باشد و از پدر و مادر خود بخواهد که به او هم توجه کنند، مسئله چندان مهم نیست. اما اگر کودکی شش ساله این انتظار را از والدین خود داشته باشد، آنها باید بکوشند فرزندشان را با کودکان دیگر همبازی کنند تا نیازی به خیال پردازی های ذهنی نداشته باشد. (خانواده و مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان، ترجمه و تألیف ماندانا سلحشور)

لجبازی کودکان
_

بررسی عوامل مختلف در دروغگویی کودکان

_
علل ایجاد دروغگویی

کودکان 6-7 سال به بالا ممکن است به چند دلیل دروغ بگویند:

جلب توجه دیگران :

زمانی که کودک نتواند از روش های خوشایند و پسندیده، نظر والدین، اعضای خانواده و دوستانش را به خودش جلب کند، به دروغگویی و ریاکاری متوسل می شود.

بهتر نشان دادن خود:

در این پونه شرایط عاملی که موجب دروغگویی بچه ها می شود، فقدان عزت نفس و اعتماد به نفس در آنان است. کودکانی که حس ارزشمندی، کفایت و اعتماد به نفس بالایی دارند، هیچ گاه برای بهتر نشان دادن خودشان به دروغ گفتن نیازی ندارند.

ترس از حقیقت گویی:

برخی از کودکان از ترس گفتن حقیق به والدین و نزدیکانشان، شروع به دروغگویی می کنند. این گروه تصور می کنند چون نتوانسته اند خواست ها و انتظارهای پدر و مادرشان را برآورده سازند، از ترس عصبانی شدن و ناسزا شنیدن از آنها دروغ می گویند.

الگوبرداری از دیگران:

دروغگویی رفتاریست که کودک به سادگی از طریق الگوبرداری و مشاهده ی رفتارهای والدین و اعضای خانواده و اطرافیانش یاد میگیرد. برای مثال پدری که از فرزندش می خواهد در پاسخ مراجعی که جلوی در منزل یا پشت خط تلفن منتظر اوست، بگوید” بگو پدرم نیست” دروغ گفتن را به او یاد می دهد.(خانواده و مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان، ترجمه و تألیف ماندانا سلحشور)

تحت فشار قرار دادن کودک:

اگر والدین زمانی که متوجه خطای کودک می شوند او را تحت فشار گذاشته و با پرسش های موشکافانه و مکرر خود او را سوال پیچ کنند ، کودک را به سمت دروغگویی سوق خواهند داد.

بازخورد والدین در برابر دروغگویی کودک:

وقتی خطا و اشتباه ساده کودک را با خشم و عصبانیت جواب می دهید او را مجبور به پنهان نمودن واقعیت برای فرار از این موقعیت می نمایید وهمچنین وقتی در برابر شنیدن دروغگویی و داستانبافی های او با شوخی و خنده با اطرافیان رفتار او را توجیه  تقویت می کنید ، کودک این رفتار را برای خود پسندیده تشخیص میدهد و به تصور اینکه این داستان ها و دروغگویی ها نه تنها زشت نیست بلکه موجب شاد شدن اطرافیان و جلب توجه آنها می شود، آن را به عنوان رفتاری خوب در ذهنش ثبت می کند. (خانواده و مشکلات رفتاری کودکان و نوجوانان، ترجمه و تألیف ماندانا سلحشور)

درمان دروغگویی

برچسب نزنید:

هرگز فرزندتان را با لقب ها و برچسب هایی مثل دروغگو، لاف زن و… خطاب نکنید.زیرا او این صفت و برچسب را درونی خواهد کرد و پس از مدتی تبدیل به یک دروغگوی واقعی خواهد شد. در مقابل سعی کنید همیشه این اطمینان را به او بدهید که می تواند تمام صحبت ها و نظراتش را به راحتی با شما در میان بگذارد، حتی اگر کمی غلوآمیز و دور از ذهن باشد.

شناخت کودک:

دقت کنید ببینید فرزندتان در چه مواردی دروغ می گوید، شاید با شناخت بهتر فرزندتان بتوانید مشکل او را حل کنید و کانع از شدت رفتار او شوید.

احترام به حریم خصوصی کودک: احترام به حریم خصوصی کودک و نوجوان می تواند مانع از دروغگویی آنان شود. والدین باید در عین آن که مراقب رفتار و اعمال فرزندشان هستند، به حریم خصوصی آنها نیز احترام گذارند و اطمینان آنها را نسبت به خود جلب کنند

الگوی مناسبی باشیم:

بدون شک کودکان صداقت و راستگویی را از والدین خود می آموزند. آن چه پدر و مادر می گویند، الگو و سرمشقی است برای فرزندانشان تا از این طریق نحوه رویارویی با مسائل و مشکلات را یاد بگیرند. زمانی که والدین و اعضای خانواده سعی می کنند هر واقعه ای را همانطور که اتفاق افتاده است، برای یکدیگر تعریف کنند در حقیقت صداقت و راست گویی را در بین اعضای خانواده خود استوار می سازند.بدین منظور آنها باید محیطی برای فرزندان خود فراهم آورند که حتی اگر کودکان کار اشتباهی هم انجام دهند، بتوانند آن را بدون ترس و دلهره به زبان آورندو برای موفقیت در این امر، بهتر است به جای سرزنش کودک، درصدد یافتن علت خطا و اشتباه کودک بود.

همدلی با کودک:

به کودک بگویید که احساس او را درک می کنید و می دانید که او دوست دارد گاه آرزوهایش به حقیقت بپیوندد. برای مثال وقتی او می گوید”… بهترین فوتبالیست مدرسه است” به او بگویید که می فهمید او دوست دارد که بهترین باشد.

توضیح و صحبت با کودک:

برای کودک توضیح دهید زمانی که ما راست می گوییم، دیگران به ما و گفته های ما اعتماد می کنند و افکار و زفتارشان را بر پایه ی صحبت های ما بنا می کنند. اگر یک نفر مدام دروغ بگوید، هیچکس حرف او را قبول نخواهد کرد و خیلی زود از جمع دوستانش طرد خواهد شد.

تشویق راستگویی:

زمانی که فرزندتان علی رغم این که حقیقت گویی برایش سخت و ناگوار است، راست می گوید، حمایت و توجه لازم را نسبت به این رفتار پسندیده ی او ابراز کنید. اغلب کودکان دوست دارند که والدینشان از این کار آنها قدردانی کنند. اگر آنها دریابند که از طریق راستگویی می توانند توجه اطرافیانشان را جلا کنند، مطمئن باشید که حقیقت را خواهند گفت.

ابراز علاقه و اعتماد:

روش دیگر برای تشویق کودک به راستگویی آن است که علاقه و اعتماد خود را به او نشان دهید. با توجه نشان دادن نسبت به کارها، فعالیت ها و برنامه های روزانه ی کودک و پرس و جو درباره ی آن چه برایش اهمیت دارد، به راحتی می توانید به نقطه ضعف ها و کمبودهای او پی ببرید.

تهدید نکنید:

هیچ گاه کودک را برای راست گفتن تهدید نکنید ، زیرا او را مجبور می کنید که گاهی راست نگوید. هدف ما این است که بچه ها به حقیق احترام بگذارند، نه آنکه از ترس تهدیدهای ما راست بگویند.

_

0 تا 1 سال

_

در این سن کودکان قدرت تکلم ندارند اما بهتر است والدین با انجام بازی های زیر زمینه های صمیمیت و اعتماد به نفس را در کودک تقویت نموده، تا از ایجاد رفتار دروغگویی در آینده پیشگیری نمایند

ماساژ
_

ماساژ بدن کودک نه تنها راهی برای آرامش و انتقال حس مثبت و محبت شما به کودک دلبندتان است بلکه گاهی می توانید از این طریق منشا درد و بی قراری های کودک را نیز بیابید. با استفاده از کتاب های راهنمای ماساژ کودکان او را روی تشک نرم خوابانده و بدن او را با روغن مخصوص کودک و با آرامش ماساژ دهید

بند انگشتی
_

از پنج ماهگی میتوانید با استفاده از عروسک های بند انگشتی شروع به قصه سازی و بیان داستانهایی با مضامین مهربانی و آرامش نمایید همچنین عروسک های نرم و از جنس های لطیف را در جای خواب و بازی کودک قرار دهید تا با لمس آنها و بازی با آنها کودک احساس آرامش را تجربه کند.

آب بازی
_

تا قبل از یک ماهگی کودک وقتی او را حمام می کنید، در حالی که او را با دقت نگاه داشته اید پاهایش را به آب بزنید، این کار بدون آنکه احساس امنیت او را برهم بزند، موجب تحریک حس لامسه او می شود.

حس امنیت
_

روابط عاطفی و در آغوش گرفتن کودک و صحبت های محبت آمیز با کودک با نگاه کردن به صورت و چشمان او حس امنیت و آرامش را به کودک شما منتقل می نماید. همچنین در حین این صحبت ها می توانید با سر انگشتان خود صورت و دستان و انگشتان کودکتان را به آرامی نوازش کنید

اسباب بازی های موزیکال
_

این اسباب یازی ها هرچه باشند کودک متوجه ریتم و آهنگ تکرار آن می شود، سعی کنید روزهای متوالی از این اسباب بازی ها استفاده کنید، سپس یک یا دو روزآن را قطع کنید بعد دوباره از آن استفاده کنید ببینید آیا توجهش جلب می شود یا به عبارت دیگر آن را به خاطر می آورد؟ اگر کودک بتواند موسیقی را به یادآورد، پای خود را تکان می دهد یا ناگهان هوشیارتر می شود. * از سه ماهگی به بعد در حین حمام کردن به بدنش آب بپاشید و برایش آواز بخوانید.

(کودک از تولد تا شش ماهگی، نویسنده کتی هالند، مترجم فاطمه صهبا)

_

1 تا 3 سال

_

پیشگیری کنید

_

در این سن نیز کودک یا قدرت سخن گویی ندارد یا هنوز به راحتی قادر به سخن گفتن نیست، حتی اگر جملاتی به زبان بیاورد نمی توان آن را ناشی از صفت دروغگویی دانست بلکه او در حال پرورش قدرت تخیل خود است که در قسمت تعریف دروغگویی بیشتر به آن پرداخته ایم. بنابراین با بازی های متفاوت و قصه گویی و کتابخوانی های فراوان می توانید ارزش های اخلاقی و صفت های پسندیده را برای او بازگو نموده و از ایجاد صفت دروغگویی در وی پیشگیری نمایید. همچنین مطالبی را که در بخش درمان دروغگویی بیان شده است را می توانید از همین سن شروع نمایید تا از ایجاد این صفت جلوگیری نمایید. مهمترین نکته این است که لازم نیست در تخیلات کودک (که گاهی دروغ تلقی می شود) اظهار کنید که تخیلات او را باور کرده اید، بلکه تا حدی که بداند در خلال بازی او را همراهی می کنید کافی است.

_

3 تا 6 سال

_
قصه خوانی
_

در این بازی می توانید در هنگام خواب و یا در طول روز کتاب هایی که مرتبط با صفت دروغگویی است را برای کودکان بخوانید و در ادامه برای آنکه کودک با شخصیت کتاب و قصه ارتباط برقرار کند سعی کنید داستان را با هم اجرا کنید.

_

6 تا 9 سال

_
خاطره گویی
_

یک روز در هفته یا یک روز در ماه دور هم بنشینید و از خاطرات خانوادگی یا دوستی و کارتان با هم تعریف کنید و با خاطرات خنده دار جو را صمیمی کنید. سپس موضوعاتی که مربوط به صفت دروغگویی است را مطرح کنید و با پرسش و پاسخ آن را ادامه دهید. وقتی نوبت به کودک می رسد او نیز با الگو برداری از شما یکی از خاطرات خود را تعریف می کند سعی کنید علاوه بر حفظ جو صمیمی به روال قبل بحث را دنبال کنید و واکنش خود را متفاوت نکنید، توجه داشته باشید که حتما بعد از تعریف یک خاطره ای که در آن مرتکب اشتباه شده اید ابراز پشیمانی کنید مثلا اگر به همسرتان دروغ گفته اید می توانید بگویید ” خیلی از اینکه بهت راست نگفتم عذاب وجدان داشتم و از اون روز دنبال ی فرصت می گشتم که ازت معذرت خواهی کنم و الان که بهت گفتم خیلی خیالم راحت شد و امیدوارم که منو ببخشی اصلا دلم نمیخواد دیگه بهت دروغ بگم” .دقت داشته باشید تعریف خاطره ها به گونه ای نباشد که دروغ گفتن زرنگی تعریف شود و یا الگوی اشتباه برای کودک باشد.

_

9 تا 12 سال

_
خوب ها – بدها
_

در این بازی نیاز به دو سبد یا دو کاسه یا… و چند کارت و یک ساعت شنی یا ساعت معمولی دارید. بازی به این صورت شروع می شود که یک داور و یک یا چند بازیکن داریم. بازیکن اول پشت کارتها نشسته و با اشاره داور شروع به برداشتن کارت ها می کند، روی هر کارت یک صفت رفتاری نوشته شده است که بازیکن باید آن را تعریف کند و برای آن یک مثال بزند، سپس آن را در سبد رفتارهای خوب یا بد قرار بدهد. در پایان بازی تعداد کارت ها و مدیریت زمان با هم مقایسه می شود و برنده اعلام می شود. قوانین بازی را به دلخواه تغییر دهید و در بین رفتارها کلمات پوچ و یا کلمات خنده دار بگذارید تا بازی جذاب تر شود.

این بازی را میتوان بدون تدارک کارت ها هم انجام داد به این شکل که:

روبه روی هم  می نشینید و یک ساعت شنی در میان شماست، بازیکن اول یک رفتار را مثال میزند و بازیکن دوم هم باید یک داستان یا مثال برای آن تعریف کند و بلافاصله ساعت را به طرف دیگر برگندانده و یک رفتار دیگر را بیان کند و به همین ترتیب ادامه دارد تا یک نفر آنرا اشتباه بیان کند.  در این بازی علاوه برآنکه کودک وادار می شود به رفتارهای خود فکر کند و مثال ها را از بین آن ها انتخاب کند، فرصت شناخت احساسات و آشنایی با مفاهیم رفتارها را پیدا می کند و قدرت تخیل و هوش کلامی وی افزایش می یابد.

وکیل شهر ما

_

در این بازی نیاز به چند سوال و چند تکه کاغذ دارید که روی آن نوشته شده باشد.  بازی به این شکل است که راوی داستان یک مسئله برای کودک مطرح می کند مثل ” دیروز یک مادر از کودک خود به دادگاه شکایت کرده است آیا شما میتوانید وکالت او را برعهده بگیرید؟” کودک می گوید “بله و نیاز به بررسی اتفاقات گذشته دارم” و کلاه وکالت بر سر می گذارد و در نقطه شروع ماجرا می ایستد. شما یکی یکی اتفاقات را برای او میخوانید مثلا ” در روز یکشنبه مادر یک کیک برای کودک در کیف او گذاشته و کودک در مدرسه آن را به دوستش داده است، اما وقتی به منزل برگشته و مادر پرسیده که کیک را خوردی یا نه او به دروغ گفته که کیک را خورده است. آیا کار او درست است؟” در صورتی که جواب خیراست وکیل یک قدم به جلو و اگر جواب بله است یک قدم به چپ برمی دارد. و سوال بعدی مطرح می شود مثلا ” در روز دوشنبه کودک در درس ریاضی امتیازغیرقابل قبولی گرفته است و وقتی که پدرش از او پرسیده است گفته که امتیاز خیلی خوب گرفته است. آیا کار او درست است؟” و بازی با همان روال ادامه می یابد و بعد از پایان سوالات وکیل به یک برگه میرسد. راوی می گوید “آقا / خانم وکیل لطفاً نظر خود را اعلام کنید” کودک برگه را باز نموده و متن روی آن را می خواند که نوشته ” دادگاه حق را به مادرمی دهد و کودک محکوم به تغییر رفتار خود و عذرخواهی از مادر است” یا ” دادگاه حق را به کودک می دهد و مادر محکوم به پرداخت جریمه است، جریمه ایشان خرید یک عدد کیک عصرانه برای کودک است”

توجه داشته باشید در سوال ها همیشه حق با مادر نباشد و گاهی جهت حرکت عوض شود

از قبل حرکت ها را پیش بینی نموده و رای های متفاوت را با خلاقیت خود در مقصد قرار دهید حتی میتوانید رای پنجاه پنجاه هم صادر کنید

میتوانید مادر و کودک را برای صمیمی تر شدن نامگذاری کنید

_

12 تا 15 سال

_
بازنویسی اتفاقات
_

از فرزندتان خواهش کنید که اتفاقات را برای خودش بنویسد و یکبار با تصور اینکه ” اگر حقیقت را گفته بودم؟” آنرا بازنویسی کند و ببیند که بدترین نتیجه آن چه می توانست باشد؟ و سپس درباره آن باهم صحبت کنید.

جلسات خانوادگی
_

در این سن کودک کاملا به رفتار خود آگاه است و اگر دچار صفت دروغگویی است، نسبت به این موضوع آگاهی کامل دارد و این رفتار انتخابی است اما باید دلیل آن را با مراجعه به مشاوره یا صحبت پیدا کرد. بنابراین شما میتوانید با او به صورت منطقی، درباره علت این رفتار صحبت کنید و برای او توضیحاتی در مورد اثرات ناخوشایند دروغگویی و ناپسند بودن این صفت ارائه دهید. توجه داشته باشید این صحبت باعث برچسب زدن به کودک یا نوجوان شما نشود و دائماً در حین صحبت یادآور شوید که می دانید او واقعاً دروغگو نیست و برای فرار از چیزی که شما نمی دانید(مثل واکنش بحث بعد از بیان حقیقت) دست به دروغگویی زده است و برای شما مهم است که بدانید آن علت چیست.

توجه داشته باشید که نباید واکنش یا رفتار ناپسند و تندی بعد از بیان دلایل کودک بروز دهید چرا که می تواند نتیجه کاملاً عکس بر این مذاکره داشته باشد و کودک را به دروغگویی بیشترسوق دهد.