کودکان 3 تا 6 سال
آنچه درمورد کودکان سه تا شش ساله باید بدانیم

مجسمه ساز
چهار نفر یا دو نفر در بازی شرکت دارند و یک نفر مجسمه ساز و یک نفر نقش گل را بازی می کند. با انتخاب شما یا خود کودکان یک سوژه انتخاب می کنید مثلا درخت، مجسمه ساز باید گل را تبدیل به درخت کند، توجه کنید که گل به هیچ عنوان نباید حرکت ارادی داشته باشد و کاملا نقش گل را بازی کند و حرف نزند. در دور های بعدی همین روال تکرار شده و نقش ها عوض می شود. برای هیجان بازی می توانید موضوعات جالب و سرع را به بازی اضافه کنید.
این بازی موجب تقویت قدرت خلاقیت و برقراری ارتباط با همبازی ها می شود.
نام گذاری
یک توپ بادی داشته باشید
رو به روی کودک قرار بگیرید و برای هر پای کودک یک اسم به دلخواه کودک انتخاب کنید (اسم گل، حیوان، کشور یا هر نام دیگری)، همچنین برای هر دوپای خود نیز نام گذاری کنید، اگر خسته هستید و فقط قصد سرگرم کردن کودک را دارید این بازی را یک طرفه انجام دهید (فقط پاهای کودک را نام گذاری کنید)،
بازی به این صورت پیش میرود که شما توپ را به سمت کودک فرستاده و نام یکی از پاهای کودک را صدا میزنید و کودک باید با همان پا به توپ ضربه بزند و توپ را با صدا زدن یکی از اسامی شما به سمت شما بفرستد و این بازی ادامه دارد تا جایی که یکی از دو طرف یا کودک (در بازی یک طرفه) با پای اشتباه به توپ ضربه بزند، در صورت این اشتباه کودک روی چهار دست و پا نشسته و ما شعر قدیمی تاپ تاپ خمیر را با ضربه های سر انگشت (یا یک انگشت به نشانه سوزن یا دو انگشت به نشانه قیچی) برای او میخوانیم (تاپ تاپ خمیر، شیشه پر پنیر، زود بگو نشه سرریز… این سوزن یا قیچی؟) اگر کودک درست گفت باری ادامه دارد، اما اگر اشتباه گفت با انگشتان تند تند به او ضربه (شبیه قلقلک) میزنیم.
برای پیشرفت این بازی می توانید علاوه بر پاها دست ها را نیز نامگذاری نموده و بازی را مهیج تر و کمی سخت ترکنید.


چشم بسته
با استفاده از بالشت و یا هر وسیله دیگری یکسری موانع در میان یک مسیر فرضی قرار دهید .چشمان کودک را با یک چشم بند یا پارچه نرم ببندید و او را در ابتدای مسیر قرار دهید.
کودک برای رسیدن به مقصد می بایست دستورات شما را انجام دهد و با سرعت مناسبی به پایان مسیر برسد. شما باید با دستوراتی مثل یک قدم بیا جلو ، یک قدم به راست، یک پرش دوپا به عقب، سه لی لی به سمت راست و…. او را برای رسیدن به انتهای مسیر راهنمایی نمایید.
گاهی جای خود را با کودک عوض کنید تا بازی مهیج تری داشته باشید
قصه خوانی
قصه خوانی را میتوان از موثرترین راه ها در تربیت غیر مستقیم کودک و آموزش رفتارها به او دانست،
تا جایی که می توانید کتاب های زیبا و مصور با داستان ها و شعر هایی که مفاهیم مورد نظر شما را به تصویر میکشند، تهیه کنید و برای کودک بخوانید، مخصوصا شب ها موقع خواب یا در حال بازی در روز برای او کتاب بخوانید و با کودک خود داستان ها را بازسازی و نتیجه گیری کنید.


نمایش
قصه ها و داستان هایی که با کودک خوانده اید را به صورت نمایش اجرا کنید. نقش هارا با همکاری کودک تقسیم کنید و در میانه بازی سعی کنید اخلاقیات مورد نظر خود را به کودک یادآوری کنید
خمیر بازی
کودک با شکل دادن به خمیر ها و ساختن اشکال گوناگون و فشردن خمیر ها در هم انرژی زیادی را تخلیه می کند ، در این بازی حتی کودک اشکال یا تصورات خود را که از آنها ترس دارد یا بیشتر از هر چیز در ذهنش حضور دارند را می سازد و از این طریق با آن رو به رو می شود و مشکلاتش را برطرف می نماید. شما نیز در خمیر بازی می توانید با او همراه شوید
با ساختن اشکال مختلف از کودک بخواهید برای هر کدام توضیحی یا داستانی بسازد یا حتی مثل عروسک های نمایشی با آنها داستان بسازد


نمایش های عروسکی و نقش پذیری کودک
در برخورد کودک با عروسک هایش به راحتی میتوانید بفهمید کودک چه رفتارها و چه ارزش هایی را از شما و دیگر افراد آموخته است . کودکان علاقه بسیار زیادی به عروسک های خود دارند و حتی میتوانند به آنها به عنوان یک جاندار نگاه کرده و با آنها رفتار کنند. البته آنها کاملا به غیر جاندار بودن عروسک ها آگاهند.
تمام نقش ها مثل مادر، معلم، فروشنده، پدر، خواهر و دوست یا هر نقش دیگری را در نمایش های عروسکی به کودک ارائه کنید و سعی کنید مفاهیم ارزشی را به او منتقل کنید، این مفاهیم باید شامل بخشش، مهربانی، گذشت، بیان ناراحتی، عذرخواهی و… باشد. تقویت این ویژگی ها در کودک به شکل چشم گیری می تواند میزان در شکل گیری شخصیت کودک موثر باشد.
دایره لغات
یک الگوی حرکتی خاص انتخاب کنید، مثلا شماره یک پرش جفت پا به جلو، شماره دو پرش پا باز به عقب، شماره سه، پرش جفت پا به عقب.
اول حرکت سریع را با کودک تمرین کنید سپس یک سوال را مطرح کنید. کودک باید با سرعت در حین انجام حرکت، سوال را پاسخ دهد.مثال:
سوال: اسم از دختر؟
کودک در حین انجام حرکت: اسم از دختر اول زهرا، دوم ناهید، سوم هستی و….. این حرکت تا جایی ادامه دارد که کودک دیگر اسمی را به یاد نیاورد.
این بازی کمک زیادی به گسترش دایره لغات و بازیابی سریع اطلاعات از ذهن می کند.


طراح لباس
یک سبد بزرگ و یا یک گوشه از اتاق را پر از لباسهای متنوع کنید، هرچه تنوع لباسها بیشتر باشد بهتر است. لباسها شامل لباسهای زنونه، مردونه، انواع تاج، ماسک صورت، انواع مشاغل و غیره باشد هر یک از شما باید یک دست لباس برای خود طراحی کرده و بپوشید. وقتی همه آماده شدند یک نمایش گروهی اجرا کنید، مثلاً شما یک دکتر شدهاید و دخترتان یک مادر و عروسکش را بهعنوان کودک با خود همراه آورده، سپس با انتخاب یک تاج کوچک، کودک تبدیل به یک شاهزاده شده است و شما در نقش وزیر بازی کنید.در یک نوبت اجازه دهید هر بازیکن برای دیگری لباس انتخاب کند و نقش فرد دیگری را طراحی کند، این بازی علاوه بر جذابیت و صرف زمان شاد به تقویت هوش میان فردی که شامل درک متقابل و تشخیص مقاصد است، می شود و همچنین میتواند هوش درون فردی، توانایی همکاری و فعالیت گروهی را تقویت نماید و از طرفی اگر تعداد بازیکنان بیشتر باشد، میتواند به بهبود کمرویی و گوشه گیری کودکان نیز کمک کند
خصوصیات کودکان سه تا شش سال
در این بخش به دلیل رشد سریع کودکان، خصوصیات را به صورت اختصاصی در هر یک سال مطرح می کنیم،
چهار سالگی
همچنانکه کودکان رشد می کنند شناخت آنها نسبت به زندگی و خودشان هرسال بیشتر و بیشتر میشود. در چهار سالگی، گویی برای اولین بار چشمهایشان را کاملاً رو به زندگی میگشایند و به همین دلیل دچار سردرگمی و هیجان میشوند آنها احساس میکنند که قدرتی پیدا کرده اند و برای انجام هر کاری نیروی غیر قابل کنترل و سرشار از حیات را از خود بروز میدهند. آنها میخواهند همه چیز را ببینند و تجربه کنند این سن دورهای هیجانانگیز برای شما و فرزندتان است، زیرا تواناییهای او در همه ابعاد زندگی شکوفا شده است.
در این سن،شاید متوجه شوید که او میتواند خودش لباس بپوشد، یک کارت تولد رنگارنگ برایتان درست کند و درباره لباس تازه اش با هر کسی که روبرو می شود صحبت کند. گرچه او عاشق جنبوجوش، دویدن، جست و خیز یا بازی است، احتمالاً نسبت به یکسال گذشته مدت زمان بیشتری را صرف نشستن و تماشای کتابی خواهد کرد که از آن لذت میبرد.
شما از نحوه بهرهگیری او از کلمات “دوست دارم هویج بخورم” ظرافتهای تازهای که در روابط اجتماعی خود به کار میگیرد “بیایید نوبتی از بیلچه استفاده کنیم” و با آن شلوار جینی که به تن دارد و درست شبیه نمونه کوچک از یک بزرگسال است حیرت خواهید کرد. توانایی او برای فراگرفتن حقایق بیشمار تازه و کنجکاوی او درباره مسائلی مانند تولد، مرگ و دیگر مفاهیم پیچیده به سادگی شما را شگفتزده میکند. علاوه بر این شاید به این نتیجه برسید که در این سن میتوانید او را قانع کنید و بهتر از قبل درباره حل مشکلات با او صحبت کنید.

امکان دارد او به همان اندازه که شگفت انگیز است، غیر قابل کنترل نیز باشد.
چهار سالهها میتوانند بسیار جنجالبرانگیز، ریاستطلب و نافرمان باشند. زیرا میکوشند تا استقلال خود را نشان دهند، اغلب والدین این جمله را از آنها میشنوند “شما نباید به من دستور بدهید” بعلاوه ، بسیار پرتوقع خواهند شد، ممکن است بارها در برابر شما که اصرار دارید لباسی را به او بپوشانید مقاومت کند، یا اصولاً از پوشیدن هر چیزی که برایش انتخاب کرده اید خودداری ورزد. احتمالاً او در انتخاب مدل مو، نوع غذا و اینکه از کدام سمت خیابان راه برود سلیقههای خاص خودش را دارد.
نوسانات روحی او در این سن بسیار زیاد است. یک لحظه به شما علاقه نشان می دهد و اگر او را ناراحت کنید، لحظه ای دیگر فریاد میزند “از تو متنفرم” ( کلیدهای پرورش فرزند شاد از ۲ تا ۴ سالگی، لیزا مک کرت،مترجم: منیره نادری)
کودکتان دیگر آن طفل شکمگندهی نوپا نیست، فرزندتان لاغرتر و پرجنبوجوش تر شدهاست و به همین دلیل موقرانه تر از قبل راه می رود. کودکتان میتواند با سرعت بیشتر و گامهای بلندتری راه برود. درست مثل یک آدم کوچولو ممکن است بدون اینکه دست شما را بگیرد از روی یک گودال کمعمق بپرد، یا مثل یک بندباز ، از روی یک دیوار باریک عبور کند، زیرا تعادل او بیشتر از قبل شده است.
فرزندتان نسبت به زمانی که کوچکتر بود بهتر میتواند توپ را هدفگیری و پرتاب کند و برای گرفتن آن سعی میکند از دستهایش استفاده کند تا بازوهایش بااینهمه انتظار نداشته باشید که بتواند به خوبی توپ را بگیرد، زیرا برای این کار، حداقل به یک یا دو سال دیگر زمان نیاز دارد.
اگر با کودک چهار ساله خود حرف میزنید و فراموش میکنید که او فقط چهار سال دارد شاید به این دلیل است که او بسیار پرحرف است. فرزندتان عاشق صحبت کردن، نجوا کردن، آواز خواندن و فریاد زدن است. او بسیار اجتماعی است و درباره خودش یا هر کسی که میبیند حرف میزند. مثلاً به همسایه ها می گوید “مادرم یک لباس جدید دارد” یا به یک بچه در پارک میگوید “من یک ماشین آتشنشانی دارم” در این سن او واضحتر و با صدایی که شباهت بیشتری به یک فرد بالغ دارد حرف میزند به همین دلیل مجبور نیستید مثل گذشته حرفهایش را برای دیگران ترجمه کنید.(کلیدهای رفتار با کودک چهارساله، مری والاس، مترجم: مینا اخباری آزاد)
کودکان ۳ تا ۴ ساله:
در این سنین کودکان از طریق بیان وجوه مشترکشان ارتباط برقرار میکنند (تو توپ قرمز داری؟ منم همینطور و…) و هنوز فکر بده و بستان در ذهن آنها شکل نگرفته است و به صورت شرطی ابراز دوستی میکنند،( اگه اونو به من بدی دوستت میشم)
کودکان ۴ ساله: در این سن حس شراکت و توجه به یکدیگر در کودکان بیشتر میشود ولی در مقابل بعضی اوقات احساس رقابت و سعی در غلبه کردن بر یکدیگر را خواهند داشت.
کودکان ۵ ساله:
در این سن کودک مفهوم همکاری را فهمیده و به خوبی نشان می دهد و در بازیهای گروهی بهطور مؤثر شرکت می کند(تو اون طرف رو تمیز کن من اینجا رو و…). کودک متوجه تفاوت میان افراد بوده و سعی در مقایسه خود و فعالیتش با دیگران دارد (ابراز وجود و توانمندی و بهاصطلاح خودی نشان دادند).
(مهارتهای زندگی برای کودکان، تألیف: دکتر سید اصغر ساداتیان، انتشارات ما و شما)
توصیه های کودکان سه تا شش سال
ماکانونی یا ماکارونی! زمانی که فرزندتان کلمهای را اشتباه تلفظ میکند، مانند “خموم” برای “حمام” یا به کار بردن زمان گذشته اشتباه برای یک فعل مثل “پزید” بجای “پخت” اشتباه او را تصحیح نکنید،او را مسخره یا تنبیه نکنید( او اینکار را عمداً انجام نمیدهد ).بهتر است آنچه را او سعی میکند بگوید به شکل صحیح یا با عبارت و صدایی عادی تکرار کنید مثلاً “بله وقت حمام رفتن است” یا “هواپیمایی که به کمک بابا ساختی خیلی زیباست” فرزندتان شاگرد بینظیری است و همچنان که با گذشت زمان به ساختار زبانی که بکار میبرید گوش فرامیدهد به اشتباهات خود نیز پی خواهد برد.
در یک سفر طولانی با اتومبیل گاهی توقف کنید تا کودکتان در اطراف گردشی بکند. وقتی در یک روز بارانی در خانه ماندهاید و او کلافه شده و بیش از حد تقلا میکند، موسیقی ای برای او پخش کنید که مناسب حرکات ورزشی باشد و به او یک زیرانداز و چند بالش بدهید تا بتواند به تمرین حرکاتی مانند پشتک زدن یا کاراته بپردازد.
این سن بهترین زمان برای حضور فرزندتان در برنامههای ورزشی است که باعث ایجاد خلاقیت در کودک می شود، مثل شنا، ژیمناستیک و کاراته، یعنی ورزشهایی که از طریق آنها بتوانند از تواناییهای تازهی جسمی خود برای پیشرفت در مهارتهای حرکتی استفاده کنند. این برنامهها باید برای کودکتان سرگرمکننده باشند، تواناییهای او را افزایش دهند و باعث شکلگیری حس اعتماد به نفس در او شوند. قبل از هر چیزی باید توجه کنید که هدف از حضور کودک در این کلاسها کشف ستارههای ورزشی نیست سعی نکنید از نحوه حرکات فرزندتان ایراد بگیرید یا او را برای انجام کاری تحت فشار قرار دهید چون ممکن است آن فعالیت را رها کند.
اگر در جوانی آرزو داشتهاید که شناگری ماهر یا فوتبالیستی مشهور شوید و فرزندتان اصلاً به این دو ورزش علاقه ای ندارد، سعی نکنید روی علائق خود بیش از حد سرمایهگذاری کنید. شاید در این سن او علاقهای به فوتبال نداشته باشد، ولی چند سال دیگر به آن علاقهمند شود، یا شاید کشف کند که شنا بزرگترین علاقه او در زندگی است سعی کنید به او کمک کنید که استعدادهای خود را پرورش دهد و درعینحال هرچند وقت یکبار او را با رشتههای ورزشی جدید آشنا کنید.
اگر میخواهید کودکی سرزنده داشته باشید به او آزادی عمل بدهید و در کارهایش او را تشویق کنید. امکاناتی را در اختیار او قرار دهید که بتواند همه انرژی خود را تخلیه کند. بهاینترتیب فرزندتان از نظر احساسی دچار محدودیت نمیشود و از فعالیتهای فیزیکی لذت میبرد. اگر از این که صبح ها لباس بپوشید و پا به پای او به پارک بروید خسته شدهاید، صبور باشید ممکن است او در پنجسالگی تحرک کمتری داشته باشد و ساعتها از نگاه کردن به کتابهایش یا انجام کار های هنری لذت ببرد.
زمانی که کودکتان با استفاده از گل رس اثری را ساخت طراحی یا نقاشی کرده و یا حتی با لگوهایش خانه ای میسازد، درواقع از خود خلاقیت نشان داده است. او مواد مختلف را کشف میکند و از آنها برای توصیف چشمانداز منحصربهفرد خود نسبت به جهان بهر میگیرد. وقتی او میگوید “نگاه کن ببین چی درست کردم” (او اغلب در طول روز این مطلب را می گوید) شتاب به خرج ندهید که بگویید “چه درخت قشنگی است” حتی اگر مطمئن هستید که او چه چیزی درست کرده است، زیرا ممکن است کودک شما آن را مترسک ببیند و این واکنش شما او را ناراحت کند.
از انتقاد کردن درباره آنچه کودکتان ساخته است اجتناب کنید مثلاً یک مداد را به حالت ایستاده نگه دارید، یا قطعات لگو را کنار هم بگذارید و بگویید “مترسک واقعی این شکلی است”. خلاقیت بخشی از وجود کودک است اگر این خلاقیت از دید شما زیبا نیست ممکن است این تصور در او بوجود آید که خود او هم خوب نیست، تحمل این موضوع ناراحتکننده است که فرزندتان در چهار سالگی به این نتیجه برسد که نقاشی کردن بلد نیست یا نمیتواندلگوهایش را کنار هم قرار دهد.
کودکتان یک متفکر دقیق است. اگر شما به او بگویید “آنقدر ترسیدم که قلبم از جا کنده شد” میپرسد “قلب میتواند از جایش بپرد بیرون؟” یا بگویید “وقتی که به آدم خوش میگذرد انگار زمان سریعتر میگذرد” میپرسد “آیا زمان میتواند بدود؟” بعد هم ممکن است با چشمهای حیرت زده به شما نگاه کند، تا حدی که مجبور خواهید شد در اینباره برایش بیشتر توضیح دهید. به او بگویید این نوعی “استعاره” است و او از اینکه روش جدیدی در مکالمه یاد گرفته است لذت خواهد برد.
در این سن او برای درک مفاهیم “واقعی” و “خیالی” سخت تلاش میکند. از لحاظ عقلانی او میداند که کابوس و آدمهای بد تلویزیون واقعی نیستند، ولی هنوز هم به حمایت شما نیاز دارد.
مهارتهای یادگیری کودکان تفاوتهای بسیاری با یکدیگر دارند. اگر دوست کودکتان میتواند اعداد بیشتری بشمارد، یا فرزندتان بیشتر ترجیح می دهد گل نقاشی کند تا اینکه اسمش را بنویسد، نگران نشوید، در پایان کلاس اول او میتواند بخواند، بنویسد و عملیات ساده ریاضی انجام دهد. حتماً فعالیتهای فرزندتان را مورد تشویق قرار دهید و هرگز از او انتقاد نکنید. او بیشتر سعی خواهد کرد و احساسی شبیه یک شاگرد شایسته پیدا خواهد کرد.
فرزندتان هر روز از طریق بازی در مدرسه از طریق تلویزیون فیلم و کتاب و مشاهده چیزهای دیگر اطلاعاتی به دست میآورد او با چراهای بیوقفه از شما سؤال خواهد کرد. کنجکاوی اش او را وادار میکند بپرسد “چرا رنگینکمان در آسمان است؟” “چرا باران میبارد؟” “خورشید شب کجا می رود؟” کودکتان نیاز دارد که در یادگیری با او شریک شوید. وقتی از شما سوال میپرسد درواقع سعی می کند آمادگی ذهنی خود را برای صحبت کردن درباره موضوعهای مختلف نشان دهد و متقاعد شود که همه دانستههایش ارزشمند هستند.
وقتی در نحوه پاسخ دادن مردد هستید در گفتن این جملهها تردید نکنید “باید در این باره فکر کنم”، “واقعاً نمیدانم” و یا “اجازه بده وقتی به خانه رسیدیم در این باره بیشتر صحبت کنیم” همچنانکه درباره مسائلی با او گفتوگو میکنید باید به خاطر داشته باشید که نحوه درک او از دنیا مانند نوع نگرش یک فرد بالغ نیست او فاقد نگرشی است که شما در طول سالهای زندگی به دست آوردهاید و توانایی پردازش اطلاعات کاملاً انتزاعی را ندارد. به همین دلیل باید گفتههای خود را مطابق با قدرت درک او تطبیق دهید.
هر زمانی که مجبورید مفهومی انتزاعی را برای کودکتان شرح دهید باید با مفاهیم سادهتر جزئیات آن را بازگو کنید و آن را به تجربههای او تشبیه نمایید. بهعنوان مثال اگر از شما بپرسد” آزادی چیست؟” می توانید بگویید “میدانی که هر یک از ما در خانه خودمان تا چه حد امکان بیان احساسات خود را داریم، این نوعی آزادی است”.
معروف است که کودکان چهار ساله در طول دورهای بهانه گیر میشوند و به زبان کودکانه حرف می زنند. شاید این راهی است تا نشان دهند هنوز هم از دوره کودکی خود دور نشدهاند، تردیدهایی برای بزرگ شدن دارند، یا آرزو دارند که مثل خواهر یا برادر کوچک خود توجه همه را به خود جلب کنند. زمانی که کودکتان به این نحو حرف میزند گاهی کارش را نادیده بگیرید و در مواقع دیگر بگویید “با من عادی حرف بزن تا بتوانم حرفهایت را بفهمم” و درنهایت این سیر قهقرایی در حرف زدن برطرف خواهد شد.



